یدیعوت آحارونوت: جنگ و آشوب علیه ایران جواب نمیدهد
نشریه صهیونیستی اذعان کرد اغتشاشات در ایران پا نگرفته است و درگیری بین ایران، اسرائیل و ایالات متحده نیز که در حال حاضر در افق دیده نمیشود، در صورت وقوع میتواند مردم ایران را متحدتر کند.
رون بن یشای تحلیلگر امنیتی روزنامه یدیعوت آحارونوت در یادداشتی نوشت: رژیم ایران حداقل دو لایه دفاعی دارد- سپاه پاسداران و بسیج، و به نظر نمیرسد که آنها در شرف سقوط باشند. ایرانیها در حال تمرین پرتاب موشک هستند و سعی میکنند آمریکا و اسرائیل را بازدارند، اما فعلاً بهتر است ترامپ و نتانیاهو منتظر بمانند و برای توافقی تلاش کنند که تهدید را از آنها دور نگه دارد. یک حمله جدید، حتی اگر مؤثر باشد، میتواند به اتحاد در ایران منجر شود.
علاوه بر این، عامل دیگری هم در ایران وجود دارد که از حکومت محافظت میکند و آن، ارتش ایران است. در عمل، ایران دو ارتش دارد: سپاه پاسداران و ارتش رسمی. وظیفه ارتش معمولاً دفاع از مرزها و امنیت خارجی ایران است، در حالی که در داخل کشور سپاه و بسیج عمل میکنند. هیچ نشانهای وجود ندارد که بسیج و سپاه پشت نظام را خالی کنند. انگیزه آنها برای دفاع از نظام همچنان بالا است.
در وضعیت کنونی، معترضان (اغتشاشگران) شانسی ندارند. شمارشان کم است و نهادهای حاکمیتی را بهطور جدی تهدید نمیکنند. به همین دلیل تعداد کشتهشدگان نیز برخلاف موجهای سالهای ۲۰۲۲، ۲۰۱۹ و ۲۰۰۹، پایین باقی مانده است.
عامل دوم این است که معترضان، رهبری منسجم ندارند. بخشی از معترضان صرفاً بهبود شرایط اقتصادی میخواهند: برق بیشتر، آب بیشتر، شغل و بهویژه مهار تورم. گروهی دیگر، خواهان سرنگونی هستند، اما هدف مشترک و واحدی وجود ندارد. دانشجویان برای یک چیز اعتراض میکنند، بازاریان برای چیز دیگر. حکومت نیز بهویژه نسبت به مطالبات اقتصادی نوعی همدلی و درک نشان میدهد و نشانههایی وجود دارد که میخواهد به بخشی از این خواستهها پاسخ دهد.
سومین دلیل این است که بعید به نظر میرسد هیچ عامل خارجی در حال حاضر وارد اقدام نظامی شود؛ نه دونالد ترامپ، با وجود تهدیدهایش، و نه اسرائیل. دلیل آن ساده است: در دستگاه امنیتی و جامعه اطلاعاتی اسرائیل این درک وجود دارد که اگر اکنون به ایران حمله شود، حتی همان احتمال اندک سقوط حکومت نیز از بین خواهد رفت، زیرا مردم حول حکومت متحد میشوند؛ همانگونه که در موارد دیگر، از جمله در جنگ ایران و عراق، چنین شد.
در مورد ترامپ، با وجود لحن تهدیدآمیز او و روحیه تهاجمیاش پس از موفقیت در ونزوئلا و بازداشت مادورو، اقدام نظامی در خاورمیانه موضوعی بسیار پیچیده است. نخست به این دلیل که شمار زیادی از شهروندان و نیروهای نظامی آمریکا در منطقه حضور دارند که ایران میتواند برای تلافی به آنها و به اسرائیل حمله کند.
ایران توانسته بیش از ۲۰۰۰ موشک تولید کند و شمار پرتابگرهای خود را افزایش دهد تا جایگزین پرتابگرهایی شود که در جریان جنگ اسرائیل علیه ایران از کار افتادند. بنابراین ایران قادر است خسارات سنگین وارد کند و حتی تلفات بگیرد؛ از جمله علیه نیروهای آمریکایی مستقر در عراق، در پایگاههای بزرگ آن کشور مانند عینالاسد و مناطق کردنشین، و همچنین میتواند بزرگترین پایگاه آمریکا در قطر، العدید، را با موشک هدف قرار دهد. افزون بر آن، توان حمله به تأسیسات آمریکایی و سعودی در عربستان را نیز دارد؛ اهدافی که پیشتر هم به آنها ضربه زده است.
به بیان دیگر، حمله به ایران مستلزم آمادگی عظیم و عمیق هم از سوی اسرائیل و هم از سوی آمریکا است تا بتوانند پاسخ یا ضدحمله ایران را مهار کنند. چنین آمادگیای زمان و تلاش لجستیکی گسترده میطلبد؛ بنابراین احتمال وقوع آن در آینده نزدیک، بسیار اندک است.
در حال حاضر نه اسرائیل و نه آمریکا دلیل فوری برای حمله به ایران ندارند. چنین حملهای دستاوردی بیش از آنچه در آن جنگ حاصل شد، نخواهد داشت. احتمالی نیز وجود دارد که بهدلیل ناآرامیها، تهران به سمت مذاکره با آمریکا حرکت کند یا این روند را تسریع نماید: توافقی درباره برچیدن سلاح هستهای، محدودیت موشکی و توقف فعالیتهای بیثباتکننده. این دقیقاً همان چیزی است که هم اسرائیل و هم آمریکا خواهان آن هستند: توافقی که برای سالهای طولانی خطر ایران، و توان آن برای اقدامات تروریستی از طریق نیروهای نیابتی را از میان ببرد.